سخنگوی اپوزیسیون كوبا:
كوبا دیگر كوبای سابق نخواهد بود
|
|
|
انتقال قدرت فیدل كاسترو به برادرش رائول آنچنان كه رسما اعلام شد موقتی است
به اعتقاد من این انتقال قدرت بیشتر تدریجی است تا موقتی. برای كسی كه تا این حد به قدرت علاقه نشان داده ترك آن آسان نیست. حتی در صورت شفای فیدل، هیچ چیز مثل قبل نخواهد بود. تحلیل توانایی های او دیگر این امكان را نخواهد داد كه به همان شكل قبلی به حكومت ادامه دهد. بازگشت احتمالی اش نیز مانع از انتقال قدرت نخواهد شد. رائول به كمیته مركزی ۱۴ ژوئن كه دبیر دفتر سیاسی حزب كمونیست كوبا PCC را تعیین كرده گفته بود كه حزب كمونیست كوبا تنها وارث فیدل خواهد بود. در همان زمان روزنامه گرانما تلاش می كرد چهره مثبتی از رائول ارائه دهد و او را بهترین ادامه دهنده راه برادرش معرفی كند. تنها راه برای نهادینه كردن سیاسی «انقلاب» سپردن ادامه كار به این حزب است. حزب كمونیست دستگاهی متشكل از بوروكرات ها است كه هرگز كتابی در مورد ماركسیسم نخوانده اند. با وجود این، برخی بخش ها تلاش می كنند تا به آن ثبات ایدئولوژیك بدهند. آن هم بر پایه شبحی كه از مائوئیسم تا تروتسكیسم و از مدل یوگسلاوی تا مدل «سوسیالیسم انسانی» بهار پراگ در نوسان است. با وجود موانع پی درپی و اتفاقات ناگهانی همیشگی، اپوزیسیون این بارخواهد توانست در مقابل جهت گیری های قابل پیش بینی متحد شود.
آیا نظامیان در این انتقال قدرت نقش مركزی خواهند داشت
بله از ماه ژوئن، گرانما مجموعه ای متشكل از چهره های ژنرال ها را منتشر كرده است كه برگرفته از كتابی است به نام «اسرار ژنرال ها» كه ۱۰ سال پیش با امضای لوئیس بائس منتشر شد و مقدمه آن را رائول كاسترو نوشته بود. نظامیان بیشتر بخش های اقتصادی و ارتباطی و موسسه رادیو و تلویزیون كوبا نهادی كه انحصار امواج را دراختیار دارد را كنترل می كنند. ژنرال هایی كه سربازان را هدایت می كنند بدیهی است كه اجدادی خاص دارند.
در مورد شش نفری كه فیدل علاوه بر برادرش رائول بخشی از امور را به آنها محول كرده چه نظری دارید
آنها مردانی هستند كه درستكاری شان در هر شرایطی ثابت شده است. خوسه رامون بالاگر، خوسه رامون ماچادو ونتورا و استبان لاسواز سران قدیمی حزب هستند. كارلوس لاخه و فلیپه پرس روكه وزرایی هستند كه مسئولیت امور اقتصادی و سیاست خارجی به آنها سپرده شده است. در نهایت فرانسیسكو سوبرون نیز بی تردید كار خود در بانك مركزی را خوب بلد است. اما جانشینی نهادینه منحصر به رائول است. بقیه عهده دار وظایفی هستند كه در هاوانا آنها را «شوك» می نامند. یعنی برنامه هایی كه فیدل شخصا كنترل می كرد و از منطق نهادینه شدن به دور هستند.
غیبت رائول از زمان تحویل گرفتن قدرت را چگونه تعبیر می كنید
او به نوعی منتظر است تا ببیند وضعیت جسمانی برادرش و همچنین وضعیت كشور چگونه پیش خواهد رفت. همچنین پیام ضمنی ای هم در این كار وجود دارد، اینكه «انقلاب به تنهایی پیش می رود» ثبات نیازی به حضور یك رهبر ندارد و خلٲیی برای قدرت وجود ندارد.
|
|
|
رائول به مدل چینی وابسته است و فیدل به مدل آلبانیایی. رائول با الهام از روش های مدیریتی كاپیتالیستی كمال گرایی اقتصادی را به درون موسسات نظامی وارد كرده و سپس آن را به سایر بخش های اقتصادی منتقل كرده است. به عنوان مثال شركت گاویوتا كه در زمینه توریسم فعالیت می كند در عرصه اقتصادی قدرتی متمایز است كه همانند شركت ریویرا در فرانسه اداره می شود. جمله او یعنی: «لوبیا با اهمیت تر از توپ است» نیز عملگرایی او را نشان می دهد. او كشاورزی شهری را به راه انداخت كه كار كوچك ۳ یا ۴ نفره است و محصولات حاصل از آن قابل فروش در بازار است. رائول می تواند محرك اصلاحات اقتصادی باشد كه همانند مدل چینی، قدرت سیاسی به طور تنگاتنگی آن را تحت كنترل دارد.
ادعا می كنند كه او كاریزمای فیدل را ندارد. این مسئله می تواند مزیتی برای او محسوب شود چرا كه او باید از ظرفیت های خود برای سازماندهی موثر استفاده كند و به شیوه ای بسیار عاقلانه كشور را هدایت كند. همچنین قدرت مذاكره خود را چه در داخل و چه در خارج كوبا به كار گیرد. فكر نمی كنم او بتواند تنش با آمریكا را در این سطح نگه دارد. تنش هایی كه از گفتارهای تهاجمی نشات می گیرند. تهدید حمله آمریكا كه مقامات اعلام می كنند نیز هیچ پایه و اساسی ندارد آن هم در زمانی كه واشینگتن در جای دیگری درگیر جنگ است.
آیا رائول مسامحه كارتر خواهد بود
فیدل اسطوره، تاریخ، قدرت، گفتار و سركوب را به هم آمیخته است. اما رائول مسلما با رهبری ای میانه روتر تلاش خواهد كرد تا قدرتش را ثبات و استحكام بیشتری بخشد و برای ایالات متحده نیز فرصتی فراهم نكند. اما او زبان چندان پرخاشجویانه ای ندارد. یكی از دختران او از اقلیت های جنسی حمایت می كند این كار قبلا سركوب می شد این كار مستلزم گفت وگوهای مسامحه كارانه در محفل خانواده است.
كوبایی ها به تغییر علاقه مند هستند
۸۰ درصد كوبایی ها پس از سال ۱۹۵۸ و در زمان رژیم فعلی به دنیا آمده اند و هیچ مرجع دیگری ندارند. اما علاقه آنها به تغییر حقیقت دارد حتی اگر آنها جریانی برای ابراز آن پیدا نكنند. برخی كوبایی ها بسیار راضی خواهند بود اگر كارت جیره بندی محصولات موجود در سال های دهه ۱۹۸۰ پیش از بحران ناشی از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی دوباره در اختیارشان قرار گیرد. این در حالی است كه سایرین دوست دارند شركت های كوچك داخلی ایجاد شود. بسیاری از آنها آرزو دارند فرزندانشان از آموزش های بسیار بهره مند شوند. اكثریت به خروج از كشور و مهاجرت رای می دهند اما هیچ امیدی ندارند. در ماه های ژوئن و ژوئیه، شبكه تلفن دفتر منافع آمریكایی در هاوانا با بیش از نیم میلیون تماس مواجه شد. از ۴ ماه پیش تاكنون نیز بیش از ۲۰ هزار كوبایی درخواست دریافت تابعیت دوگانه اسپانیایی داشته اند.
مخالفان چه كار می توانند انجام دهند
آرامش نشان دهند و حس نفرتی را كه ۴۷ سال در خود جمع كرده اند فروبنشانند. جنگ داخلی در مقایسه با انتقال قدرت آرام، نتایجی غیر قابل پیش بینی خواهد داشت. ما باید به دنبال یك طرح مشترك میان اپوزیسیون باشیم كه بدون دخالت آمریكا و مشتمل بر عدم پذیرش طرح بوش و همچنین برداشتن تحریم ها باشد. كوبا نیاز به طرحی ملی دارد كه بتواند شامل حال همه شهروندان باشد.
منبع: لوموند
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385ساعت 1:5  توسط جهان
|

