تبليغاتX
جهان

جهان

مسائل بین الملل

سخنگوی اپوزیسیون كوبا:
كوبا دیگر كوبای سابق نخواهد بود
214587.jpg
مانوئل كوئستا موروا سخنگوی اپوزیسیون سوسیال دموكرات كوبا پس از بیماری فیدل كاسترو و انتقال موقت قدرت او به برادرش رائول گفت وگویی با روزنامه لوموند انجام داده است. در شرایطی كه آمریكا به دنبال آن است تا برای دوران پس از كاسترو زمینه سازی كند و تونی اسنو سخنگوی كاخ سفید نیز از طرح هایی برای دگرگونی سیاسی احتمالی در كوبا خبر داده است. كوئستا موروا مردم را به آرامش دعوت می كند و از لزوم طرحی مشترك میان اپوزیسیون بدون دخالت آمریكا می گوید. با این حال او معتقد است حتی اگر فیدل باز هم به قدرت بازگردد اوضاع مثل قبل نخواهد بود و در واقع این انتقال قدرت موقتی نیست.
انتقال قدرت فیدل كاسترو به برادرش رائول آنچنان كه رسما اعلام شد موقتی است
به اعتقاد من این انتقال قدرت بیشتر تدریجی است تا موقتی. برای كسی كه تا این حد به قدرت علاقه نشان داده ترك آن آسان نیست. حتی در صورت شفای فیدل، هیچ چیز مثل قبل نخواهد بود. تحلیل توانایی های او دیگر این امكان را نخواهد داد كه به همان شكل قبلی به حكومت ادامه دهد. بازگشت احتمالی اش نیز مانع از انتقال قدرت نخواهد شد. رائول به كمیته مركزی ۱۴ ژوئن كه دبیر دفتر سیاسی حزب كمونیست كوبا PCC را تعیین كرده گفته بود كه حزب كمونیست كوبا تنها وارث فیدل خواهد بود. در همان زمان روزنامه گرانما تلاش می كرد چهره مثبتی از رائول ارائه دهد و او را بهترین ادامه دهنده راه برادرش معرفی كند. تنها راه برای نهادینه كردن سیاسی «انقلاب» سپردن ادامه كار به این حزب است. حزب كمونیست دستگاهی متشكل از بوروكرات ها است كه هرگز كتابی در مورد ماركسیسم نخوانده اند. با وجود این، برخی بخش ها تلاش می كنند تا به آن ثبات ایدئولوژیك بدهند. آن هم بر پایه شبحی كه از مائوئیسم تا تروتسكیسم و از مدل یوگسلاوی تا مدل «سوسیالیسم انسانی» بهار پراگ در نوسان است. با وجود موانع پی درپی و اتفاقات ناگهانی همیشگی، اپوزیسیون این بارخواهد توانست در مقابل جهت گیری های قابل پیش بینی متحد شود.
آیا نظامیان در این انتقال قدرت نقش مركزی خواهند داشت
بله از ماه ژوئن، گرانما مجموعه ای متشكل از چهره های ژنرال ها را منتشر كرده است كه برگرفته از كتابی است به نام «اسرار ژنرال ها» كه ۱۰ سال پیش با امضای لوئیس بائس منتشر شد و مقدمه آن را رائول كاسترو نوشته بود. نظامیان بیشتر بخش های اقتصادی و ارتباطی و موسسه رادیو و تلویزیون كوبا نهادی كه انحصار امواج را دراختیار دارد را كنترل می كنند. ژنرال هایی كه سربازان را هدایت می كنند بدیهی است كه اجدادی خاص دارند.
در مورد شش نفری كه فیدل علاوه بر برادرش رائول بخشی از امور را به آنها محول كرده چه نظری دارید
آنها مردانی هستند كه درستكاری شان در هر شرایطی ثابت شده است. خوسه رامون بالاگر، خوسه رامون ماچادو ونتورا و استبان لاسواز سران قدیمی حزب هستند. كارلوس لاخه و فلیپه پرس روكه وزرایی هستند كه مسئولیت امور اقتصادی و سیاست خارجی به آنها سپرده شده است. در نهایت فرانسیسكو سوبرون نیز بی تردید كار خود در بانك مركزی را خوب بلد است. اما جانشینی نهادینه منحصر به رائول است. بقیه عهده دار وظایفی هستند كه در هاوانا آنها را «شوك» می نامند. یعنی برنامه هایی كه فیدل شخصا كنترل می كرد و از منطق نهادینه شدن به دور هستند.
غیبت رائول از زمان تحویل گرفتن قدرت را چگونه تعبیر می كنید
او به نوعی منتظر است تا ببیند وضعیت جسمانی برادرش و همچنین وضعیت كشور چگونه پیش خواهد رفت. همچنین پیام ضمنی ای هم در این كار وجود دارد، اینكه «انقلاب به تنهایی پیش می رود» ثبات نیازی به حضور یك رهبر ندارد و خلٲیی برای قدرت وجود ندارد.
214590.jpg
رائول چه فرقی با فیدل دارد
رائول به مدل چینی وابسته است و فیدل به مدل آلبانیایی. رائول با الهام از روش های مدیریتی كاپیتالیستی كمال گرایی اقتصادی را به درون موسسات نظامی وارد كرده و سپس آن را به سایر بخش های اقتصادی منتقل كرده است. به عنوان مثال شركت گاویوتا كه در زمینه توریسم فعالیت می كند در عرصه اقتصادی قدرتی متمایز است كه همانند شركت ریویرا در فرانسه اداره می شود. جمله او یعنی: «لوبیا با اهمیت تر از توپ است» نیز عملگرایی او را نشان می دهد. او كشاورزی شهری را به راه انداخت كه كار كوچك ۳ یا ۴ نفره است و محصولات حاصل از آن قابل فروش در بازار است. رائول می تواند محرك اصلاحات اقتصادی باشد كه همانند مدل چینی، قدرت سیاسی به طور تنگاتنگی آن را تحت كنترل دارد.
ادعا می كنند كه او كاریزمای فیدل را ندارد. این مسئله می تواند مزیتی برای او محسوب شود چرا كه او باید از ظرفیت های خود برای سازماندهی موثر استفاده كند و به شیوه ای بسیار عاقلانه كشور را هدایت كند. همچنین قدرت مذاكره خود را چه در داخل و چه در خارج كوبا به كار گیرد. فكر نمی كنم او بتواند تنش با آمریكا را در این سطح نگه دارد. تنش هایی كه از گفتارهای تهاجمی نشات می گیرند. تهدید حمله آمریكا كه مقامات اعلام می كنند نیز هیچ پایه و اساسی ندارد آن هم در زمانی كه واشینگتن در جای دیگری درگیر جنگ است.
آیا رائول مسامحه كارتر خواهد بود
فیدل اسطوره، تاریخ، قدرت، گفتار و سركوب را به هم آمیخته است. اما رائول مسلما با رهبری ای میانه روتر تلاش خواهد كرد تا قدرتش را ثبات و استحكام بیشتری بخشد و برای ایالات متحده نیز فرصتی فراهم نكند. اما او زبان چندان پرخاشجویانه ای ندارد. یكی از دختران او از اقلیت های جنسی حمایت می كند این كار قبلا سركوب می شد این كار مستلزم گفت وگوهای مسامحه كارانه در محفل خانواده است.
كوبایی ها به تغییر علاقه مند هستند
۸۰ درصد كوبایی ها پس از سال ۱۹۵۸ و در زمان رژیم فعلی به دنیا آمده اند و هیچ مرجع دیگری ندارند. اما علاقه آنها به تغییر حقیقت دارد حتی اگر آنها جریانی برای ابراز آن پیدا نكنند. برخی كوبایی ها بسیار راضی خواهند بود اگر كارت جیره بندی محصولات موجود در سال های دهه ۱۹۸۰ پیش از بحران ناشی از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی دوباره در اختیارشان قرار گیرد. این در حالی است كه سایرین دوست دارند شركت های كوچك داخلی ایجاد شود. بسیاری از آنها آرزو دارند فرزندانشان از آموزش های بسیار بهره مند شوند. اكثریت به خروج از كشور و مهاجرت رای می دهند اما هیچ امیدی ندارند. در ماه های ژوئن و ژوئیه، شبكه تلفن دفتر منافع آمریكایی در هاوانا با بیش از نیم میلیون تماس مواجه شد. از ۴ ماه پیش تاكنون نیز بیش از ۲۰ هزار كوبایی درخواست دریافت تابعیت دوگانه اسپانیایی داشته اند.
مخالفان چه كار می توانند انجام دهند
آرامش نشان دهند و حس نفرتی را كه ۴۷ سال در خود جمع كرده اند فروبنشانند. جنگ داخلی در مقایسه با انتقال قدرت آرام، نتایجی غیر قابل پیش بینی خواهد داشت. ما باید به دنبال یك طرح مشترك میان اپوزیسیون باشیم كه بدون دخالت آمریكا و مشتمل بر عدم پذیرش طرح بوش و همچنین برداشتن تحریم ها باشد. كوبا نیاز به طرحی ملی دارد كه بتواند شامل حال همه شهروندان باشد.

منبع: لوموند
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385ساعت 1:5  توسط جهان  | 


 
منبع : شرق

210999.jpg

پیرمرد و قدرت
دكتر حسین دهشیار
فیدل كاسترو، «چهره و كلام اول» در كوبا از روز دوشنبه اختیارات را به برادر خود رائول كاسترو واگذار كرد. او كه در اول ژانویه سال ۱۹۵۹ موفق به سرنگونی رژیم مطلقه باتیستا گردید، امروزه برای بیش از ۷۰درصد از مردم كوبا تنها «فرد اولی» بوده است كه آنها تجربه كرده اند. اگر «پیرمرد و دریا» نوشته ارنست همینگوی تلخی حیات توده ها را به تصویر كشید، واقعیت «پیرمرد و قدرت» امروزه در كوبا تصویرگر كاستی های شخصیتی و بنیادی انسان ها و بالاخص صاحبان قدرت است. آنچه كاسترو را در سال ۱۹۵۳ به سوی دست یازی به اولین حمله مسلحانه علیه رژیم و به دنبال آن روانه شدن به زندان سوق داد آزردگی برآمده از مشاهده زندگی حقارت بار مردم بود. كاسترو با توسل به میل به عدالت و میل به آزادی كه جزء سرشت طبیعی انسان ها است موفق به مسلح نمودن توده ها به اراده برای دگرگونی و توفیق به خلع سلاح رژیم حاكم از اراده برای تداوم قدرت شد. آنچه مردم كوبا را به حمایت از تلاش او برای سرنگونی سیستم غیرانسانی حاكم واداشت این یقین و باور بود كه كاسترو در جهت ارتقای شغلی نیست كه به قیام همت گماشته است بلكه خواست او برای ارتقای معنوی در كنار بهبود وضعیت اقتصادی است كه تعیین كننده بوده است. انقلاب كوبا به این دلیل به پیروزی نایل شد كه براساس تعریف كیفیت حیات مردم در جامعه شكل گرفت. تعریفی كه كاسترو ارائه داد، تائید نظری و تئوریك واقعیتی بود كه توده ها به طور روزمره آن را تجربه می كردند. تقبیح فقدان عدالت اجتماعی، نفی فقر اقتصادی و انكار حاكمیت فردی به وسیله كاسترو بود كه مردم را به سوی او كشاند. او به نقد واقعیات پرداخت و گزندگی آن را برای مردم شرح داد و توصیف كرد. مردم با درك و آگاهی به اینكه چه زندگی غیرانسانی ای را تجربه می كنند به خیابان ها ریختند و به امید فصلی نو در حیات خود كاسترو را در سریر قدرت قرار دادند. آنچه كاسترو را به سوی قدرت سوق داد میل او به متحول ساختن اجتماع و دغدغه او درخصوص غیرانسانی بودن حیات در كوبا بود. اما آنچه امروز او را در سن هشتادسالگی علاقه مند به تداوم حضور در قدرت می كند «شیفتگی به قدرت» است. اینكه بعد از ۴۷ سال همچنان یك نفر حاكم است بازتاب ماهیت فاسدكننده قدرت است. اگر ارتقای معنوی و اقتصادی مردم كوبا انقلاب را شكل داد و كاسترو را به قدرت رساند امروز، پرواضح است كه میل به قدرت او را خواستار تداوم حضور در بالاترین سطح ساخته است. كاسترو با تعریف حیات داخلی مردم را به سوی دعوت از او برای كسب قدرت سوق داد در حالی كه امروزه با تعریف یك دشمن خارجی است كه او خود را شایسته تداوم قدرت نشان می دهد. مردم كوبا در دهه ۱۹۵۰ تلخی حیات را تجربه كردند و كاسترو با تایید تلخی حیات آنان برای حركت خود مشروعیت یافت. امروزه او با ترسیم تجربه برای مردم كوبا در خصوص دشمن بیرونی خود را مستحق حفظ قدرت می داند. او برای توجیه خود فضای بیرونی را به درونی ترجیح داده است چرا كه ترسیم واقعیات فضای داخلی مشروعیت زدایی را به دنبال دارد. انسان كامل نیست و انسان هایی كه در سریر قدرت هستند استعداد وسیع تری برای نشان دادن ضعف های انسانی به لحاظ حجم امكانات را دارا هستند. اینكه بعد از گذشت بیش از چهاردهه هیچ كس این شایستگی را نیافته است كه به بالاترین مقام در كشور دست یابد خود نشانه انحطاط انسانی و از بین رفتن تمامی خصایل آزادمنشی در جامعه است. در مدت ۱۰۴ سالی كه كوبا استقلال را تجربه كرده است كاسترو برای مدت ۴۷ سال در قدرت بوده است كه این خود نشان دهنده این واقعیت تلخ ولیكن همیشه حاضر است كه قدرت بری از نظارت اخلاقی و نظارت قانون اساسی در نهایت انسان ستیز است و خصلت های نیكوی بشری را به سخره می گیرد. قدرت بدون محدودیت، در بین مردم ترس ایجاد می كند و انسانی كه می ترسد، برای تمكین استعداد فراوان دارد. فیدل كاسترو به همان مسیری گام گذاشت كه در تقبیح آن به قیام دست زد. او قدرت باتیستا را تمامیت خواه یافت و بدین روی آن را غیر انسانی دانست. او در راستای تحول به پا خاست اما در برابر جذابیت قدرت استواری را كه در برابر باتیستا نشان داد نتوانست به نمایش بگذارد. دولتمردانی اعتبار اخلاقی می یابند كه ارزش های فرهنگی مردم خود را دچار دگرگونی كیفی ساخته اند حتی اگر این تحول به معنای كاهش قدرت آنان باشد. آنچه دولتمرد را از سیاستمدار متمایز می كند، اراده و میل او به پراكندن قدرت و تبدیل قدرت به یك وسیله است. كاسترو انباشت قدرت را تاب نیاورد و تداوم و حفظ قدرت، شكل دهنده قاطع چشم انداز ها گردید. نلسون ماندلا در آفریقای جنوبی قدرت را سوار شد در حالی كه در كوبا شاهد نهایتی متفاوت هستیم و به همین روی با وجود بیماری، فیدل كاسترو تا زمان بازیابی سلامت رهبری حزب كمونیست و نیروهای مسلح را به برادر خود انتقال داد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مرداد 1385ساعت 3:21  توسط جهان  |